محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

فضايح الصوفيه 235

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

كه ؛ ردا از دوش مبارك بيفتاد ، و چون فارغ شدند هر يك بجاى خود بنشستند ، معاوية ابن ابى سفيان گفت : ما احسن لعبكم يا رسول اللَّه ، پيغمبر فرمود ليس بكريم من لم يهتزّ عند سماع ذكر الحبيب ، پس رداى خود را به چهار صد پاره كرد و به هر كس وصله داد ، انتهى « 1 » . و ديگر حديثى است كه امام بغوى شافعى اشعرى در كتاب « مصابيح » روايت كرده است از عايشه كه گفت : رسول خدا در مسجد نشسته بود كه شنيدم صداى بلند وآواز اطفالى چند را ، پس حضرت برخاست وناگاه ديد كنيزك حبشيّه را كه مىرقصد ، واطفال چند در دور او هستند ، پس حضرت فرمود : « اى عايشه بيا وتماشاكن من رفتم وچانهء خود را بر دوش پيغمبر گذاشتم و مشغول تماشا شدم تا آنكه حضرت دو مرتبه فرمود : آيا سير شدى ؟ و من گفتم نه ، ومىخواستم كه قدر ومنزلت خود را نزد آن حضرت بدانم كه تا چه قدر از براى من صبر مىكند ؛ كه ناگاه عمر پيدا شد ، پس مردم از سر آن كنيزك متفرّق شدند و حضرت فرمود : من مىبينم شياطين جن و انس را كه از عمر مىگريزند ، عايشه گفت : پس من برگشتم « 2 » » .

--> ( 1 ) - شرح ديوان مرتضى : 69 - 70 . ( 2 ) - مصابيح السنة : 4 / 159 حديث 4737 ، جامع ترمذى : 5 / 580 حديث 3691 ، كامل ابن عدى : 3 / 921 .